۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه

سازمان مجاهدین و لیست سازمانهای تروریستی

برگرفته از وبلاگ آرش بیخدا!

سازمان مجاهدین یادگاری است از نسل 57، نسلی که در تک تک سلولهای مغزیشان مقداری استالینیسم و ویجیلانتیزم و توحش و انقلابیگری یافت میشود
فکر نمیکنم لازم باشه من هم بیایم و از بدی های بی پایان سازمان مجاهدین برای شما بگویم، چه کسی است که نداند؟
ولی به هر حال سازمانهای سیاسی و احزاب سیاسی یک جورایی سرمایه های سیاسی ما حساب میشوند، بهتره سعی کنیم یک جورایی مثبت به قضایا نگاه کنیم هرچند واقعاً مثبت نگاه کردن به سازمان مجاهدین خیلی کار سختی است.
نزدیک یک دهه است سازمان مجاهدین داره تمام تلاشش رو میکنه بگه ما تروریست نیستم، آدمهای محجبه و سیبیلو ساز بجای سلاح به دست میگیرند و چپ و راست کنسرت های مسخره راه می اندازند که بگویند ما یک سازمان تروریستی نیستیم بلکه یک سازمان گیتاریستی هستیم.
مواضع ما ایرانیها نسبت به این سازمان دو دسته هست یا سیاه هست یا سفید، یک عده از ما میگوییم این سازمان تروریستی است و باید از بین برود یک دسته از ما میگوییم تروریستی نیست!
این سیاه و سفید بینی چندان راه گشا نیست، فراموش نباید بکنیم که وقتی از کسی انتقاد میکنیم باید راه حلی را هم جلوی پای او قرار بدهیم.
پیشنهاد من این است که آمریکا و غرب برای در آوردن نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی یک پیش شرط قرار بدهند،
و آنهم این باشد که این سازمان از همان قوانینی پیروی کند که توی هر کشور دموکراتیک بر یک حزب سیاسی رسمی باید حاکم باشد، و آن چیزی نیست جز آنکه پروسه درونی این سازمان هم خودش دموکراتیک باشد، نه اینکه یک رهبر مادام العمر مثل استالین و خامنه ای و کاسترو و مائو و چاوز و سایر اوباش کمونیستی اسلامیستی داشته باشد.
یعنی درون این سازمان انتخابات انجام بگیره و رهبر سیاسی بطور مرتب توسط انتخابات انتخاب بشه!
توجه داشته باشید نمیگویم باید دموکرات بشود، یعنی بگوید ما به دنبال دموکراسی هستیم، بلکه میگویم باید دموکراتیک بشود!
این تغییر اگر انجام بشود درون این سازمان اصلاحات مثبتی پیش خواهد آمد، و از این حالت استالینیستی فعلی اش خارج خواهد شد و وجهه بهتری هم پیدا خواهد کرد.
ولی این مسیری نیست که سازمان مجاهدین در حال حاضر میرود چون فلسفه این سازمان اصولاً دموکراتیک نیست مثل خمینی میگویند به دنبال دموکراسی هستند ولی سرانجام آن چیزی جز آنچه اکنون هست نمیتوانست باشد.
اگر دموکراتیک نشود هیچ دلیلی ندارد جامعه جهانی و حتی جامعه ایرانی به این حزب به عنوان یک حزب واقعی و متفاوت از آنچه امروز نگاه میکند، نگاه کند، یک حزب سیاسی غیر دموکراتیک چیزی نیست جز یک فرقه (Cult)، که داشتن فرقه هم همه جای دنیا غیر قانونی است! اگر دموکراسی برای ایران خوب است چرا برای خود این سازمان خوب نیست؟
در حاشیه بگویم به لیست سازمانهای تروریستی دنیا نگاه کنید
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_designated_terrorist_organizations
همونطور که میبینید لیست پر است از سازمانهای اسلامگرا! به نظر شما چرا اینجوریه!؟ نکند نعوذاً بالله بین اسلامگرایی و تروریسم رابطه ای آشکار هست!؟ روشنفکران دینی تشریف بیاورید داستان ببافید که اسلامها داریم و اسلامگرایی ها داریم و تروریسم ها داریم و لیست ها داریم و تقریرها و تفسیرها و قراعت ها و تاویل ها و از این شوخی های مزخرف!
البته اکثریت بقیشون هم سازمانهای چپی و کمونیستی هستند که خوب طبیعتاً چون طرفداران حقوق کارگرها هستند باید تروریست باشند دیگه از حقوق کارگر مگر میتوان بگونه دیگری دفاع کرد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر